تبليغاتX
سیاست
                           به نام خدا

گرانی بیش از حد مواد شوینده در چند روز آینده باعث نارضایتی مردم شده است .

این گرانی های اخیر در مواد غذای و مواد شوینده باعث شده است مردم هجوم به

مغازه ها ببرند و مغازه داران هم از این موقعیت سواستفاده میکنند.

شیرهای که به مردم میدهند و ۹۰٪ آن هم آب است مردم اینگونه به آن هوجوم میبرند و

این صف های  طول و دراز را ژدید می آورند



 

+ نوشته شده توسط farzadوalireza در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 11:46 |

تأثیر گرانی مواد غذایی در سطح جهانی بر ایران

 
 

تأثیر گرانی نگران‌کننده‌ی مواد غذایی در سطح جهان بر ایران چه خواهد بود؟ آیا این مشکل در ترکیب با مشکل کمبود آب در امسال، بحران‌زا خواهد گشت؟

 افزایش ۵۶ درصدی قیمت جهانی غلات در  چندین کشور آسیایی و آفریقایی باعث بروز ناآرامی شده‌است. ایران یکی از بزرگترین واردکنندگان برنج و گندم است اما به دلایل گوناگون هنوز ضرری از این افزایش قیمت نخورده‌است. از سوی دیگر به علت بارش بسیار کم باران در دو ماه اخیر، برخی از کارشناسان، تابستانی خشک و حتی بحرانی را برای ایران پیش‌بینی می‌کنند.

دکتر بیژن بیدآباد، کارشناس اقتصادی معتقد است نه بحران جهانی غذا و نه خشکسالی ناشی از کم بارانی، هیچکدام ایران را به سمت یک بحران پیش نخواهند برد.

 

 

دویچه‌وله: برخی از کارشناسان پیش‌بینی کرده‌اند که ایران، امسال به علت خشکسالی و بی‌آبی، تابستانی بحرانی خواهد داشت. به نظر شما یک چنین چیزی امکان وقوع دارد؟

 

دکتر بیژن بیدآباد: البته تعاریف خشکسالی در متون مختلف فرق می‌کند. ولی آن چیزی که از لحاظ خشکسالی هیدرولوژی و خشکسالی کشاورزی مطرح است، در ایران هم به وقوع پیوسته و به نظر می‌آید که امسال تابستان گرمی داشته باشیم و این موضوع مسلما برای ذخایر آب و ریزش‌های باران از بعد اقتصاد کشاورزی خیلی مهم است.

 

غیر از مسئله‌ی کمبود بارش، یکی از عللی که کارشناسان برای خشکسالی به آن اشاره می‌کنند، ساخت سدهای متعدد و بدون کار کارشناسانه است. در این مورد نظرتان چیست؟

 

البته این موضوع که بیشتر دیدگاه خشکسالی هیدرولوژی هست، به نظر نمی‌آید که صحیح باشد. بلکه سدها بهرحال حتا اگر به غلط هم احداث بشوند، باز از لحاظ افزایش حجم آبها کمک زیادی برای کشاورزان هستند. ولی مسئله‌ی اساسی، خشکسالی اقلیمی هست که در حال حاضر اتفاق افتاده است و میزان بارش و نزولات جدید در دوماه گذشته بسیار قلیل و کم بوده و به نظر می‌رسد در شرایط آتی و در ماههای آینده از لحاظ ریزش باران و نزولات جدید، مشکلات پیاپی داشته باشیم.

 

واگر به علت کمبود ریزش باران که به آن اشاره کردید، سطح آب پشت سدها پایین بیاید، آیا ممکن است که ایران امسال با بحران برق هم روبه‌روباشد؟

 

به نظرنمی‌آید که مشکل از این لحاظ بسیار حاد بشود، مخصوصا از بعد انرژی. چون بسیاری از کارخانه‌های تولید برق و نیروگاه‌ها به هرحال خواص دوگانه‌سوزی دارند و می‌توانند کمبود را از این لحاظ تامین کنند. ولی در این که آب سدها پایین آمده و می‌تواند به هرحال باعث کاهش تولید برق بشود، در این شکی نیست.

 

افزایش ۵۶ درصدی قیمت غلات طبق پیش‌بینی آژانس غذایی سازمان ملل، باعث بروزبحران در بسیاری از کشورها، از جمله مصر و کامرون شده است. با توجه به این که ایران سالانه بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تن برنج وارد می‌کند، آیا این افزایش قیمت می‌تواند تاثیری بر قیمت برنج در بازارهای داخلی ایران بگذارد، و یا اینکه اصلا ایران را با بحران برنج روبه‌رو کند؟

 

در سال ۲۰۰۷ تولید برنج در ایران حول و حوش ۳/۵ میلیون تن بود و در ۲۰۰۸ هم براساس پیش‌بینی "فائو" باز باید همین رقم را ما تولید داشته باشیم، بلکه کمی هم بیشتر. از لحاظ کلی به نظر نمی‌آید که مسئله‌ی افزایش قیمت غلات اثرات زیادی روی ایران داشته باشد. چون ایران تقریبا با تولید ۲۳/۵ میلیون تن غلات در سال ۲۰۰۷ و همین رقم هم برای سال ۲۰۰۸ پیش‌بینی می‌شود، عملا در غلات نیازش به خارج کم است و همچنین ما ذخیره‌ی غلات‌مان در سال پیش، یعنی سال ۲۰۰۷، براساس برآورد "فائو» حدود ۵ / ۳ میلیون تن بوده و این موضوع لااقل می‌تواند از تقاضای مقطعی برای غلات جلوگیری کند. هرچند مسئله‌ای که در مورد افزایش قیمت غلات پیش ‌آمده است در سال گذشته و سال جاری، در کلیه‌ی این کشورها بالاخص مثل پاکستان، تایلند، کامرون، مصر، سنگال و ماداگاسکار عملا این جو را ایجاد کرده است که این موضوع برای آسیا یک موضوع نگران‌کننده است. ولی با توجه به بارش خوبی که در سالهای گذشته بود و میزان آب زیاد سالهای گذشته، عملا حجم تولید و ذخیره‌ی غلات در ایران لااقل نگران کننده نیست، هرچند در بسیاری از کشورهایی که ذکر کردم، این موضوع به مشکلاتی مثل اعتراضات مختلف کشیده شده است.

 

و این چیزی که شما گفتید، شامل گندم هم می‌شود، چون قیمت جهانی گندم هم الان به چیزی حدود بالای سیصد دلار رسیده و تقریبا سه برابر شده است. آیا این هم نمی‌تواند تاثیری بر قیمت گندم در ایران داشته باشد؟

 

البته قیمت گندم در جهان، یعنی درسال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ حول و حوش ۱۳۰ درصد افزایش پیدا کرد که در بین غلات بیش از همه افزایش قیمت داشت. ما در مورد سویا حدود ۸۷درصد افزایش داشتیم و برنج ۷۴درصد و ذرت ۳۱درصد، ولی همینطور که گفتید قیمت گندم بیش از همه افزایش داشت، ولی با توجه به اینکه تولید گندم در سال گذشته در ایران ۱۵ میلیون تن بود و امسال همین حدود، بلکه کمی هم بیشتر برآورد شده است که تولید خواهد شد، این عملا بیش از میزان مصرف داخلی است و مصرف داخلی را می‌پوشاند و با توجه به این که علی‌رغم این که کاهش بارندگی باعث شده است میزان تولید در هکتار در بسیاری از زمین‌ها پایین بیاید، ولی با توجه به این که کشت بیشتری از گندم را در سال گذشته و جاری داریم، بهرحال نگران‌کننده نیست. یعنی میزان تولید گندم ما حتا افزایش هم خواهد داشت، هرچند رقم افزایش زیاد نخواهد بود.


اثرات تحریم‌های غرب بر اقتصاد ایران

بخش صنعت ایران بیشترین آسیب‌ها را از تحریم‌های اقتصادی غرب دیده است 
 

مقام‌های دولتی ایران با قاطعیت اعلام می‌کنند تحریم‌های غرب علیه ایران، تاثیری بر اقتصاد آن کشور ندارد، اما در روزهای اخیر گزارش‌هایی در رسانه‌های داخل کشور انتشار یافته‌اند که از آثار مخرب و حتی نگران‌کننده‌ی این تحریم‌ها براقتصاد ایران، بویژه در بخش صنعت خبر می‌دهند.

یک بخش از تحریم‌‌های اعمال شده علیه ایران ناشی از قطعنامه‌های ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ شورای امنیت است. این تحریم‌ها عموما بخش‌های نظامی ایران را هدف گرفته‌اند، لیکن تحریم‌های خارج از شورای امنیت که ایالات متحده‌ی آمریکا و دیگر کشورها و موسسات غربی زیر فشار آمریکا بر علیه ایران وضع کرده‌اند، ابعادی بسیار گسترده دارند و اثرات مخرب آنها بر اقتصاد ایران بتدریج در حال آشکار شدن است.

هم‌اکنون شمار زیادی از بانک‌های بین‌المللی از معامله با ایران خودداری می‌کنند، ورود بسیاری تولیدات صنعتی غرب، بویژه محصولاتی که موسسات آمریکایی به نحوی در فرایند تولید آن نقش دارند، به ایران ممنوع شده است. سرمایه‌گذاری‌های کلان در بخش نفت و گاز ایران از سوی شرکت‌های غربی کاملا متوقف شده و شرکت‌های تاکنون فعال در صنعت ایران نیز در حال بررسی وضعیت خود و احتمال خارج شدن از چرخه اقتصاد ایران هستند.

علاوه‌براین‌ها، واردات برخی کالاها، دستگاه‌های پیشرفته صنعتی و مواد و تکنولوژی‌های دارای کاربرد دوگانه، هم در بخش نظامی و هم غیرنظامی نیز در فهرست تحریم‌های غرب علیه ایران قرار دارند. به عنوان مثال "فولاد گرم" دارای کاربرد دوگانه است و جزو کالاهایی است که ورود آن به ایران از سوی غرب ممنوع شده، اما این ماده کاربرد وسیع غیرنظامی در بخش صنعت نیز دارد. بنا به گزارش رسانه‌های ایران،  تولیدکنندگان و قطعه‌سازان داخلی ناگزیر شده‌اند به تهیه انواع نازل فولاد گرم – بطور مثال از هند - روی بیاورند که موجب افت کیفیت محصولات داخلی شده است.

دامنه تحریم‌ها حتی به "ابزار آلات ساده صنعتی" هم رسیده است و شرکت‌های بزرگ ابزارسازی غرب از فروش ابزارهای صنعتی و قطعات یدکی آنها به ایران خودداری می‌کنند. به نوشته‌ی رسانه‌های داخل کشور، مشکلات تامین برخی مواد اولیه از کشورهای غرب موجب بوجود آمدن احتکار اینگونه مواد در بازار داخلی ایران و افزایش شدید قیمت آنها شده است. 

اما ابعاد تحریم‌های غرب علیه ایران به همین‌جا ختم نمی‌شود. بخش دیگر تحریم‌ها، در واقع تحریم‌های غیرمستقیم و ناشی از فضای سیاسی و روانی مناقشه‌ی هسته‌ای  هستند که شاید بتوان گفت فلج‌کننده‌ترین تاثیر را بر اقتصاد ایران بجای می‌گذارند.

تحریم‌های غیرمستقیم

تنش در مناسبات ایران با غرب، که در حال حاضر حول مناقشه‌ی هسته‌ای متمرکز است، تاثیر بسیار منفی بر اقتصاد ایران از نظر جذب سرمایه‌های‌ خارجی، بیمه و تامین اعتبار در خرید‌های خارجی به‌جای گذاشته است.

مطابق آمارهای معتبر، حجم سرمایه‌های خارجی وارد شده به ایران در سال ۲۰۰۶   بیش از۳۰ درصد نسبت به سال قبل از آن کاهش داشت و حداکثر به ٨٠۰ میلیون دلار رسید. حال آنکه در سال ٢٠٠٤ بیش از چهار میلیارد دلار سرمایه خارجی وارد ایران شده بود. به نوشته‌ی خبرگزاری "فارس"، در سال ۲۰۰۶ در مجموع ۴۴ میلیارد دلار سرمایه خارجی وارد خاورمیانه شد. سهم ایران از اين سرمايه، کمتر از ۲ درصد بوده است.

"محمدباقر رجال"، رییس هیات مدیره‌ی "انجمن سازندگان قطعات و مجموعه‌های خودرو" درباره‌ی اثرات منفی تحریم‌ها در خریدهای خارجی، به روزنامه‌ی "سرمایه" گفته است کشورهای غربی از  گشایش اعتبار اسنادی برای صنعت‌گران ایران خودداری می‌کنند. وی گفته است: «در حال حاضر کشور‌هایی مواد اولیه به ما می‌دهند ولی پول آن‌ را به طور نقدی دریافت می‌کنند. این شیوه در معاملات ما متداول نبوده و در چنین شرایطی تحمیل هزینه‌ها بسیار بالاست.»

نقش مخرب چین

یک تاثیر غیرمستقیم مناقشه‌ی اتمی ایران با غرب افزایش نقش منفی و مخرب چین در اقتصاد ایران است. فشارها و تحریم‌های اقتصادی از یک سو و نیاز ایران به حمایت سیاسی چین در شورای امنیت از سوی دیگر اقتصاد ایران را جولانگاه محصولات چین کرده است. سرازیر شدن تولیدات ارزان و غالبا بی‌کیفیت چین به بازار ایران، کمر تولیدات داخلی ایران را شکسته است. موج تعطیلی کارگاه‌های کوچک در شهرهای صنعتی اطراف تهران و شهرهای بزرگ که توان رقابت با محصولات چینی را ندارند، به دلیل مشکلات مستقیم و غیرمستقیم ناشی از تحریم‌ها، افرایش پیدا کرده است.

جهت‌گیری "هوشمندانه" تحریم‌ها

تحریم‌های غرب علیه ایران عموما متوجه بخش صنعت در اقتصاد ایران است. این بخش هرچند در قیاس با تجارت و خدمات، بخش کوچک و ضعیفی است، اما بخش کارآفرین و پراشتغال اقتصاد ایران است. «طی ماه‌های اخیر بسیاری از صنایع کشور وضعیت نگران‌کننده‌ای را تجربه کرده‌اند. بحران واحدهای تولیدی تا اندازه‌ای خطرناک شده که بسیاری از مدیران صنایع اعلام می‌کنند، در آینده نزدیک چاره‌ای جز تعطیلی واحدها و اخراج کارگران وجود ندارد.»

روزنامه سرمایه در توضیح دلایل این وضع می‌نویسد: «افزایش چندبرابری قیمت مواد اولیه و کمبود شدید آن در بسیاری از صنایع، کاهش شدید نقدینگی در واحدهای تولیدی، عدم تمایل بانک‌ها به ارایه تسهیلات، واردات گسترده کالاهای بنجل به صورت قاچاق و وجود انحصار دولتی در بسیاری از بخش‌ها مهم‌ترین مسایلی است که صنایع کشور را تهدید می‌کند به طوری که این مسایل از مدت‌ها قبل نیز رکود تولید در بسیاری از بخش‌های صنعتی را رقم زده است.»

از سوی دیگر به نوشته‌ی همین روزنامه، «قطع روابط بین‌المللی بسیاری از صنایع با بازارهای جهانی به دلیل افزایش اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه ایران به ویژه تشدید تحریم‌های بانکی از سوی کشورهای مختلف فشار مضاعفی را بر صنایع داخلی وارد کرده است.»

روزنامه سرمایه خبر داده است «وجود این مشکلات و تشدید آن طی هفته‌های اخیر موجب شده تا مدیران بسیاری از تشکل‌های صنعتی کشور با ارسال نامه‌های سرگشاده به دولت و دستگاه‌های ذی‌ربط شرایط حاد بخش صنعت را به مسوولان منعکس کنند.»

سایت اینترنتی "فردا" که به برخی محافل حکومت ایران نزدیک است، در مقاله‌ای در این خصوص نوشته است: «اینکه غرب، بخش صنعتی کشور را هدف تحریم قرار داده است، رویکردی کاملا هوشمندانه است از این جهت که، تحت فشار گذاشتن بخش صنعت به مرور به فلج شدن آن و عدم صرفه‌ی اقتصادی برای هرگونه فعالیت تولیدی و صنعتی می‌انجامد.»

سایت "فردا" در ادامه‌ی مقاله‌ی خود نوشته است: تحریم بخش صنعت، «به مرور به موج عظیم بیکاری، تورم و بی‌ارزش شدن پول ملی می‌انجامد و عملا اهداف "سیاسی" تنظیم کنندگان قطعنامه علیه کشورمان را محقق می‌کند.»

+ نوشته شده توسط farzadوalireza در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:24 |
اعتقاد اصلی این وبلاگ:

             ما نه حکومت آخوندها را قبول داریم و نه بیگانگان را

                                     فقط عدالت

+ نوشته شده توسط farzadوalireza در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:17 |


Powered By
BLOGFA.COM